داستان صوتی کوتاه «بعد یک عمر تلاش»؛ داستان مردی که رویای زندگی در طبیعت داشت.

بعضی آدمها تمام عمرشان را میدوند، برای جایی که همیشه دلشان آنجا بوده است…
این یک داستان کوتاه صوتی درباره مردیست که رویایش، زندگی در طبیعت و روستا بود، اما سرنوشت (و البته طبیعت!) خواب دیگری برایش دیده بود.
در این اپیزود از پادکست قصهها، روایتی مینیمال و شنیدنی را با هم میشنویم که شاید حکایتِ تلاشهای بسیاری از ما برای رسیدن به «آرامش» باشد.
متن داستان کوتاه «بعد یک عمر تلاش»
در ادامه، متن این روایت را با قلم امین سمیعی میخوانیم:
یه عمری تلاش کردم تا این صحنه رو ببینم!
چیزی که همیشه آرزوش رو داشتم.
زندگی توی طبیعت، زمین کشاورزی خودم، گاو و گوسفند و غذای سالم…
همه پسانداز سالهای عمرم رو خرج کردم تا این حس آرامش رو تجربه کنم… زندگی توی طبیعت…
+ آقا… اقااااا!
چی شده؟! اگه گذاشتید یه دقیقه آرامش داشته باشیم؟
+ یکی از گاوا رفته تو حیاط همه سبزیا رو له کرده…
اطلاعات اثر
- به قلم و روایت: امین سمیعی
- آهنگساز: شایا غفاری
- دستهبندی: داستان کوتاه، مینیمال، داستانک
یک نظر
چقدر رویا و زندگی واقعی فرق داره باهم…