ورود

سلامِ کی زودتر میرسه؟

کبوتر چاهی پر هایش را تکاند و گفت: بریم؟

گلدسته گفت: نه!

کبوتر چاهی گفت: چرا؟

گلدسته گفت: چون همیشه رفتن چاره نیست!

کبوتر چاهی گفت: پس چه کار کنم؟

گلدسته گفت: برو.

کبوتر چاهی گفت: مسخره‌ام کردی؟

گلدسته گفت: گفتم همیشه نیست! چون تو باید بری و من نه!

من پا جوشِ این عَلَمم اما تو نه!

رفتنِ تو چاره دلتنگیته، من اما نه!

تو پر بزن و برو و برس.

من پا جوش میمونم و میرسم.

کبوتر چاهی های کشید و گفت:

به گنبد طلا که رسیدم، سلامت رو می‌رسونم.

کبوتر چاهی رفت و گلدسته گفت:

ای کبوتر چاهی غافل، هنوز نمیدونی که نباید به دل بند باشه،‌بند پا همیشه بد نیست، از کجا معلوم سلام خودم زودتر نرسه؟

-شاخه نبات

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *