ورود

سالاد اعصاب | داستان کوتاه از دختری که خیانت دید بود…

داستان مینیمال سالاد اعصاب


محسن بیشعور اگه یه بار دیگه فقط ببینمت می‌دونم چه بلایی سرت بیارم، فکر کردی هر سری میتونی بیای یه اذیتی بکنی و بری، دوبار جوابتو ندادم فکر کردی من نفهمم؟! حالتو میگیرم، وایسا حالا، تو هنوز منو نشناختی!

این سری یه کاری میکنم یه هفته بیمارستان بستری شی.

منو سرکار می‌زاری؟

چی ؟! بیخود کردی، فکر کردی من خرم؟

این بار آخرت بود سری بعد زندت نمی‌زارم عوضی، با همین چاقو از ریخت میندازمت، یه جوری که دیگه هیچ دختری باهات دوست نشه!

صدای مادر : مینا چیکار می‌کنی، حالت خوبه!؟ چرا خیره شدی به دیوار ؟! ، بقیه سالاد و خورد کن الان خاله مهسا و محسن میان …

به قلم امین سمیعی


معرفی داستان

گاهی پشت یک چهره آرام و خانه‌داری ساده، طوفانی از افکار و دیالوگ‌های تند نهفته است. در این داستان کوتاه هیجان‌انگیز و متفاوت، با ذهن دختری به نام مینا همراه می‌شویم که در خیالات خود مشغول خط و نشان کشیدن برای کسی است که آرامشش را برهم زده.

این اثر در قالب یک داستان مینیمال با پایانی غافلگیرکننده نوشته شده است. نویسنده در این داستانک، به خوبی توانسته است تضاد میان دنیای درونی پرآشوب و واقعیت بیرونی را به تصویر بکشد. دیالوگ‌های تند و خشنی که مینا در ذهن خود تکرار می‌کند، ممکن است در ابتدا مخاطب را به یاد یک درگیری جدی بیندازد، اما پایان داستان ورق را برمی‌گرداند.

شاید این خشم نهفته، ریشه در یک رابطه قدیمی و عاشقانه داشته باشد که حالا به لجبازی‌های بی‌پایان بدل شده است. آیا محسن واقعاً یک مردم‌آزار است یا یک دوست خوب که با شوخی‌هایش مرزهای تحمل مینا را جابه‌جا کرده؟ این داستان، روایتی کوتاه از پیچیدگی روابط انسانی و احساسات متناقضی است که در قلب هر ماجرای پرکششی وجود دارد.


نوشته امین سمیعی ✏️ ایمیل : aminsm@qesseha.ir

📌کانال های پادکست قصه ها

🔹کست باکس

🔹شنوتو 

🔹اسپاتیفای

📌 راه‌های ارتباطی :

یوتیوب قصه‌ها ( داستان های ویدئویی ) : قصه‌ها | داستان های‌ کوتاه با امین‌سمیعی – YouTube

تلگرام (دورهمی) : gheese_ha1@

سایت قصه ها : qeseeha.ir | آموزش نویسندگی و ساخت پادکست و نسخه متنی داستان ها

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *