ورود

#نامه#سالها

داستان متنی

آخرین پیام

کاغذ سفید مدت‌ها بود روی میز مانده بود مرد قلم را در دست گرفته بود،  اما کلمات دیر می‌آمدند؛  انگار خودشان هم مطمئن نبودند باید بمانند یا بروند. بالاخره نوشت:...